فرهنگ آریانپور
حاوی بودن
#۷۴٬۲۶۷
bear
(past: bore ; past participle: borne, born) ـ بردن، حمل کردن، در بر داشتن، داشتن، زائیدن، میوه دادن، (مجازى) تاب آوردن، تحمل کردن، مربوط بودن (on و upon) ـ خرس، سلف فروشى سهام اوراق قرضه در بورس بقیمتى ارزانتر از قیمت واقعى، (با حروف درشت) لقب روسیه و دولت شوروى
pack
بسته، بقچه، بسته کردن، کوله پشتى، دسته، گروه، یک بسته (مثل بسته سیگار و غیره)، یکدست ورق بازى، بسته بندى کردن، قرار دادن، توده کردن، به زور چپاندن، بار کردن، بردن، فرستادن
contain
محتوى بودن، دارا بودن، در بر داشتن، شامل بودن، خوددارى کردن، بازداشتن
embrace
در آغوش گرفتن، در بر گرفتن، بغل کردن، پذیرفتن، شامل بودن
include
در برداشتن، شامل بودن، متضمن بودن، قرار دادن، شمردن، به حساب آوردن، شامل شدن، در بر گرفتن، گنجاندن