فرهنگ آریان‌پور

حامی

#۷۴٬۲۵۳

معنی‌های انگلیسی
۱

actor

بازیگر، هنرپیشه، (حقوق) خواهان، مدعى، شاکى، حامى

۲

backer

نگهدار، پشتیبان، حامى، کسى که دراجراى نقشه اى کمک مى کند، حمال، باربر

۳

patron

حافظ، حامى، نگهدار، پشتیبان، ولى نعمت، مشترى

۴

booster

تشدید کننده، تقویت کننده، حامى، ترقى دهنده، بالا برنده، زیاد کننده

۵

bulwark

خاکریز، بارو، دیوار (ساحلى)، دیواره سد، موج شکن، (مجازى) پناه، سنگربندى، حامى

۶

tutelary

داراى قیم یا سرپرست، داراى محافظ و حامى، وابسته به قیمومت، وابسته به سرپرست، قیمومتى

۷

advocate

دفاع کردن، طرفدارى کردن، حامى، طرفدار، وکیل مدافع

۸

partisan

(partizan =) ـ شمشیر پهن و دسته بلند، طرفدار، حامى، پیرو متعصب، پارتیزان

۹

partizan

(partisan =) ـ شمشیر پهن و دسته بلند، طرفدار، حامى، پیرو متعصب، پارتیزان

۱۰

protector

نگهدار، پشتیبان، حامى، سرپرست، قیم، نیکدار

۱۱

ally

پیوستن، متحد کردن، هم پیمان، دوست، معین

۱۲

behind

عقب، پشت سر، باقى کار، باقى دار، عقب مانده، داراى پس افت، عقب تراز، بعد از، دیرتر از، پشتیبان، اتکاء، کپل، نشیمن گاه

۱۳

defense

پدآفند، دفاع، دفاع کردن، استحکامات

۱۴

support

پشتیبانى، تکیه گاه، حمایت کردن، تایید کردن، تحمل کردن، متکفل بودن، نگاهدارى، تقویت، تائید، کمک، پشتیبان زیر برد، زیر برى، پشتیبانى کردن

۱۵

backing

عقب، پشت (بدن)، پس، عقبى، گذشته، پشتى، پشتى کنندگان، تکیه گاه، به عقب، درعقب، برگشت، پاداش، جبران، از عقب، پشت سر، بدهى پس افتاده، پشتى کردن، پشت انداختن، به عقب رفتن، به عقب بردن، برپشت چیزى قرار گرفتن، سوارشدن، پشت چیزى نوشتن، ظهرنویسى کردن back

۱۶

promoter

پیش برنده، ترقى دهنده، ترویج کننده

۱۷

proponent

استدلال کننده، توضیح دهنده، طرفدار