فرهنگ آریان‌پور

حامل

#۷۴٬۲۳۳

معنی‌های انگلیسی
۱

bearer

حامل، درخت بارور، در وجه حامل

۲

carrier

حامل، موج حامل، برنامه، حامل میکرب، دستگاه کاریر

۳

stave

(past: staved, stove ; past participle: staved, stove) ـ میله نردبان، چماق، دنده بشکه، چوب، شیارهاى نازک چوب، لوله آب، شبیه لوله، ایجاد سوراخ کردن، شکستن، ریزش کردن، به شکل چوب دستى یا چماق و غیره درآوردن، با چماق زدن، کوبیدن، (موسیقى) روى خط حامل نوشتن، حامل، بند شعر

۴

gerent

مدیر، حاکم، اداره کننده، حامل

۵

porter

حمالى کردن، حمل کردن، آبجو، دربان، حاجب، باربر، حمال، ناقل امراض، حامل

۶

vector

(vectorial =) ـ بردار، (هندسه) حامل، بردار (bordaar)، مسیر، جهت، خط سیر، شعاع حامل، به وسیله بردار رهبرى کردن

۷

vehicle

وسیله نقلیه، ناقل، حامل، رسانه، برندگر، رسانگر

۸

conveyer

(conveyor =) ـ ناقل، حامل

۹

conveyor

(conveyer =) ـ ناقل، حامل

۱۰

transport

ترابرى کردن، بردن، حمل کردن، نقل و انتقال دادن، نفى بلد کردن، از خود بى خود شدن، از جا در رفتن، بارکش، حمل و نقل، وسیله نقلیه، ترابرى، حامل

۱۱

vectorial

(vector =) ـ (هندسه) حامل، بردار (bordaar)، مسیر، جهت، خط سیر، شعاع حامل، به وسیله بردار رهبرى کردن

۱۲

staff

کارمند، کارگر، چوب بلند، تیر، چوب پرچم، ستاد ارتش، پرسنل، افسران و صاحب منصبان، اعضاء، هیئت، با کارمند مجهز کردن و شدن staff بانکداری‌

۱۳

loaded

بار، کوله بار، فشار، مسئولیت، بار الکتریکى، عمل پر کردن تفنگ با گلوله، عملکرد ماشین یا دستگاه، بار کردن، پر کردن، گرانبار کردن، سنگین کردن، فیلم (در دوربین) گذاشتن، بار گیرى شدن، بار زدن، تفنگ یا سلاحى را پر کردن load

۱۴

channel

شیاردار کردن، دریا، کندن (مجرا یا راه)، (معنى مجازى، در جمع) هر گونه نقل و انتقال چیز یا اندیشه و نظر و غیره، ترعه، مجرا، خط مشى، کانال