فرهنگ آریان‌پور

حالا

#۷۳٬۹۵۰

معنی‌های انگلیسی
۱

now

حالا، اکنون، فعلا، در این لحظه، هان، اینک

۲

yet

هنوز، تا آن زمان، تا کنون، تا آن وقت، تاحال، باز هم، با این حال، ولى، درعین حال

۳

nonce

فعلا، مقصود فعلى، عجالتا

۴

present

پیشکش، هدیه، ره آورد، اهداء، پیشکشى، زمان حاضر، زمان حال، اکنون، موجود، آماده، مهیا، حاضر، معرفى کردن، اهداء کردن، ارائه دادن، عرضه کردن

۵

presently

بزودى، عنقریب، لزوما، حتما، آنا، فعلا