واژههای فارسی←حال کردن - بی -فرهنگ آریانپورحال کردن - بی -#۷۳٬۹۳۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱enervateسست کردن، بى رگ کردن، بى حال کردن، جسماً ضعیف کردن، ناتوان کردن، بى اثر کردنواژههای نزدیک در الفباحافظه کمکیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیحافظه کنترلمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیحافظه مجازیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیحافظه مختصاتیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیحافظه منفعلمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیحافظه میان یگرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر