فرهنگ آریان‌پور

حال کردن - بی -

#۷۳٬۹۳۷

معنی‌های انگلیسی
۱

enervate

سست کردن، بى رگ کردن، بى حال کردن، جسماً ضعیف کردن، ناتوان کردن، بى اثر کردن