واژههای فارسی←حال ایست درامدن - به -فرهنگ آریانپورحال ایست درامدن - به -#۷۳٬۹۲۲شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱fetch upتولید کردن، عمل آوردن، ختم کردن، نائل شدن، به حال ایست درآمدن، متوقف شدن، به نتیجه رسیدنواژههای نزدیک در الفباحافظه کمکیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیحافظه کنترلمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیحافظه مجازیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیحافظه مختصاتیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیحافظه منفعلمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیحافظه میان یگرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر