فرهنگ آریانپور
حاکی
#۷۳٬۸۶۰
illation
استباطى، حاکى، نتیجه رسان، منتج شونده
illative
استنباطى، حاکى، نتیجه رسان، منتج شونده
redolent
معطر، بودار، حاکى
symbolic
نمادى، کنایه اى، نمادین، رمزى، نشان دار، علامت دار، حاکى، دال بر
emblematic
(emblematical =) ـ مشعر، حاوى، نشانه، حاکى، کنایه دار، رمزى
expressive
رسا، پرمعنى، حاکى، اشاره کننده، مشعر
indicative
اخبارى، خبر دهنده، اشاره کننده، مشعر بر، نشان دهنده، دلالت کننده، حاکى، دال بر
symptomatic
مطابق نشانه بیمارى، نماینده، حاکى، حاکى از علائم مرض، (پزشکى) نشانه بیمارى
like
محتمل، باور کردنى، احتمالى، راستنما