فرهنگ آریان‌پور

حاکی

#۷۳٬۸۶۰

معنی‌های انگلیسی
۱

illation

استباطى، حاکى، نتیجه رسان، منتج شونده

۲

illative

استنباطى، حاکى، نتیجه رسان، منتج شونده

۳

redolent

معطر، بودار، حاکى

۴

symbolic

نمادى، کنایه اى، نمادین، رمزى، نشان دار، علامت دار، حاکى، دال بر

۵

emblematic

(emblematical =) ـ مشعر، حاوى، نشانه، حاکى، کنایه دار، رمزى

۶

expressive

رسا، پرمعنى، حاکى، اشاره کننده، مشعر

۷

indicative

اخبارى، خبر دهنده، اشاره کننده، مشعر بر، نشان دهنده، دلالت کننده، حاکى، دال بر

۸

symptomatic

مطابق نشانه بیمارى، نماینده، حاکى، حاکى از علائم مرض، (پزشکى) نشانه بیمارى

۹

like

محتمل، باور کردنى، احتمالى، راستنما