فرهنگ آریان‌پور

حاکم

#۷۳٬۸۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

regnant

حاکم، سلطنت کننده، حکمفرما، مسلط، شایع

۲

burgomaster

حاکم، شهردار (در هلند یا آلمان)، اعضاى شهردارى

۳

dynast

عضو سلسله پادشاهان، سرسلسله، مقتدر، حاکم، سردودمان

۴

gerent

مدیر، حاکم، اداره کننده، حامل

۵

governor

فرماندار، حاکم، حکمران، فرمانده

۶

ruling

قاعده، دستور، حکم، بربست، قانون، فرمانروایى، حکومت کردن، اداره کردن، حکم کردن، گونیا، خط کش rule

۷

master

ارباب، کارفرما، صاحب، ماهر شدن، دانشور، چیره دست، استاد، رئیس، مدیر، مرشد، پیر، خوب یاد گرفتن، استاد شدن، تسلط یافتن بر، رام کردن

۸

dominant

چیره، مسلط، حکمفرما، نافذ، غالب، برجسته، نمایان، عمده، مشرف، متعادل، مقتدر، مافوق، برتر

۹

suzerain

ارباب، اختیار دار کشور، حکومت مطلقه

۱۰

commanding

فرمان، فرمایش، سرکردگى، فرماندهى، فرمان دادن، حکم کردن، امر کردن command

۱۱

prevailing

چربیدن، غالب آمدن، مستولى شدن، شایع شدن