فرهنگ آریان‌پور

حاضری

#۷۳٬۷۸۷

معنی‌های انگلیسی
۱

bite

(past: bit ; past participle: bitten) ـ گاز گرفتن، گزیدن، نیش زدن، گاز، گزش، گزندگى، نیش

۲

lunch

ناهار، ظهرانه، ناهار خوردن

۳

refection

تجدید قوا