فرهنگ آریان‌پور

حاضر کردن

#۷۳٬۷۷۷

معنی‌های انگلیسی
۱

ready

آماده کردن، مهیا کردن، حاضر کردن، آماده

۲

prepare

آماده کردن، تدارک دیدن، پستا کردن، مهیا ساختن، مجهز کردن، آماده شدن، ساختن