فرهنگ آریان‌پور

حاصلخیز

#۷۳٬۷۲۸

معنی‌های انگلیسی
۱

fertile

حاصلخیز، پرثمر، بارور، برومند، پربرکت

۲

fecund

بارور، برومند، پرثمر، حاصلخیز، پراثر

۳

pergnant

آبستن، باردار، حاصلخیز، متضمن، حامله

۴

prolific

پرزا، حاصلخیز، بارور، نیرومند، پرکار، فراوان

۵

fat

فربه، چاق، چرب، چربى، چربى دار، چربى دار کردن، فربه یا پروارى کردن

۶

rich

حقا، کاملاً، خوب، فراوان، بسیار

۷

fruitful

میوه دار، مثمر، مفید، بارور

۸

generous

سخى، بخشنده، زیاد

۹

luxuriant

وافر، مجلل، انبوه، پربرکت

۱۰

plentiful

وافر، فراوان

۱۱

productive

پربار، حاصلضرب، فرآور، مولد ثروت، تولید کننده، مولد، پر حاصل