فرهنگ آریان‌پور

حاصل

#۷۳٬۷۰۲

معنی‌های انگلیسی
۱

yield

حاصل، محصول دادن، باور کردن، ثمر دادن، واگذار کردن، ارزانى داشتن، بازده، محصول، تسلیم کردن یا شدن

۲

adnate

حاصل، اندوخته، فراگرفته، (گیاه شناسى، جانور شناسى) به هم چسبیده، توام، مربوط به اعضا ى تناسلى توام

۳

heir

وارث، میراث بر، ارث بر، حاصل، ارث بردن، جانشین شدن

۴

growth

رشد، نمود، روش، افزایش، ترقى، پیشرفت، گوشت زیادى، تومور، چیز زائد، نتیجه، اثر، حاصل

۵

result

نتیجه، منتج شدن، پى آمد، دست آورد، برآمد، نتیجه دادن، ناشى شدن، اثر، حاصل

۶

resume

از سر گرفتن، خلاصه تجربیات، حاصل، خلاصه، چکیده کلام، ادامه یافتن، از سرگرفتن، دوباره به دست آوردن، باز یافتن

۷

upshot

نتیجه، حاصل، خلاصه، آخرین شماره، سرانجام

۸

harvest

خرمن، محصول، هنگام درو، وقت خرمن، نتیجه، حاصل، درو کردن و برداشتن

۹

outcome

برآمد، پى آمد، حاصل، نتیجه

۱۰

product

حاصلضرب، فرآورده، محصول، حاصل، بسط دادن، ایجاد کردن

۱۱

fruitage

میوه جات، میوه، حاصل

۱۲

outgrwth

فرع، نتیجه، حاصل، برآمدگى، گوشت زیادى

۱۳

outgrowth

فرز، نتیجه، حاصل، برآمدگى، گوشت زیادى

۱۴

resultant

منتجه، برآیند، بردار، حاصل، منتج شونده

۱۵

perquisite

(حقوق) چیز اکتسابى، عایدى اکتسابى، حاصل، زحمت و هنر شخصى، عایدى اضافه برحقوق