فرهنگ آریان‌پور

حاشیه زینتی

#۷۳٬۶۸۰

معنی‌های انگلیسی
۱

facing

صورت، نما، روى، مواجه شدن، رخ، رخسار، رو، چهره، طرف، سمت، وجه، ظاهر، منظر، رو به رو ایستادن، رویاروى شدن، پوشاندن سطح، تراشیدن، صاف کردن، روکش کردن face molding