فرهنگ آریان‌پور

حاشیه

#۷۳٬۶۴۲

معنی‌های انگلیسی
۱

marge

حاشیه، کنار، لبه، حاشیه دار کردن

۲

fringe

حاشیه، سجاف، کناره، حاشیه دار کردن، ریشه گذاشتن به، چتر زلف، چین، لبه

۳

margin

حاشیه، تفاوت، کنار، لبه، اندک، حاشیه دار کردن، حد، بودجه احتیاطى، مابه التفاوت

۴

margent

حاشیه، کناره، لبه، حاشیه کتاب، تفسیر

۵

brim

لبه، کنار، حاشیه، پر کردن

۶

purl

مشروب مالت، آبجو داراى ادویه معطر، گلابتون، زرى، کوک برجسته و قلابى، حاشیه، حلقه دود یا بخار، صداى شرشر، زمزمه آب، مثل فرفره چرخیدن، واژگون شدن، زردوزى کردن، با شرشر جارى شدن، حلقه حلقه شدن

۷

rand

مرز، کنار، حاشیه، لبه، برآمدگى لبه طبقات سنگ، نوار، تسمه ى آهنى، تکه دراز گوشت، به صورت نوار یا تسمه درآوردن

۸

braid

قیطان، گلابتون، مغزى، نوار، حاشیه، حرکت سریع، جنبش، جهش، ناگهان حرکت کردن، جهش ناگهانى کردن، بافتن (مثل تورى و غیره)، به هم تابیدن و بافتن، موى سر را با قیطان یا روبان بستن

۹

brink

لب، کنار، حاشیه

۱۰

gloss

نرمى، صافى، براقى، جلا، جلوه ظاهر، برق انداختن، صیقل دادن، شرح، تفصیل، توضیح، تفسیر، تاویل، سفرنگ، حاشیه، فهرست معانى، تاویل کردن، حاشیه نوشتن بر

۱۱

verge

کنار، لبه، مشرف، نزدیکى، حدود، حاشیه، نزدیک شدن، مشرف بودن بر

۱۲

border

سرحد، حاشیه، لبه، کناره، مرز، خط مرزى، لبه گذاشتن (به)، سجاف کردن، حاشیه گذاشتن، مجاور بودن

۱۳

listel

(معنى مجازى) کناره، حاشیه، باریکه، راه راه

۱۴

selvage

(selvedge =) ـ گرد بافت، (مجازى) لبه، حاشیه، مرز

۱۵

outskirt

دور از مرکز، حاشیه، مرز، حوالى، حومه

۱۶

selvedge

(selvage =) ـ گرد بافت، (مجازى) لبه، حاشیه، مرز

۱۷

fixing

کار گذاشتن، درست کردن، پابرجا کردن، نصب کردن، محکم کردن، استوار کردن، سفت کردن، جادادن، چشم دوختن به، تعیین کردن، قرار دادن، اب کسى رسیدن، تنبیه کردن، ثابت شدن، ثابت ماندن، مستقر شدن، گیر، حیص و بیص، تنگنا، مواد مخدره، افیون