فرهنگ آریان‌پور

حاد

#۷۳٬۶۱۱

معنی‌های انگلیسی
۱

hot

گرم، حاد، تند، تیز، تابان، آتشین، تند مزاج، برانگیخته، بگرمى، داغ، داغ کردن یا شدن

۲

keen

تیز کردن، شدید بودن، شدید کردن، نوحه سرایى کردن، تیز، پرزور، تند، حاد، شدید، زیرک، باهوش، مشتاق

۳

acute

تیزرو، تیز، نوک تیز، (پزشکى) حاد، بحرانى، زیرک، تیزنظر، تند، شدید، (موسیقى) تیز، زیر، (سلسله ى اعصاب) حساس، (هندسه) حاد، تیز (زاویه ى حاد، زاویه تند)

۴

torrid

حاره، زیاد گرم، حاد، سوزاننده، سوزان، محترق، بسیار مشتاق

۵

sthenic

فعال، حاد، تندکار، قوى، خطرناک، وخیم، شدید، نیرومند

۶

live

زندگى کردن، زیستن، زنده بودن زنده، سرزنده، موثر، دایر live زاویه‌ یا خمیدگی‌

۷

dire

ترسناک، شوم، مهلک، وخیم

۸

sharp

تیز، هشیار، دیز، نوک دار، تند، زننده، زیرک، تیز کردن sharp درد

۹

crucial

وخیم، بسیار سخت، قاطع

۱۰

drastic

موثر، قوى، جدى، عنیف، کارى، شدید

۱۱

exquisite

نفیس، بدیع، عالى، دلپسند، مطبوع، حساس، دقیق، شدید، سخت پزشکی‌

۱۲

consuming

مصرف کردن، تحلیل رفتن، از پا درآمدن

۱۳

desperate

بى امید، بیچاره، از جان گذشته، بسیار سخت، بسیار بد