فرهنگ آریان‌پور

چین و شکن داشتن

#۷۳٬۵۵۰

معنی‌های انگلیسی
۱

wave

موج، خیزاب، فر موى سر، دست تکان دادن، موجى بودن، موج زدن، جنباندن