فرهنگ آریانپور
چین دار کردن
#۷۳٬۵۱۲
plait
موى بافته، پیچیدن گیسو، تاه، چین، گیس بافته، تاه زدن، چین دار کردن
crease
چین، شکن، خط اطوى شلوار، چین دار کردن، چین دار شدن
plicate
چین دار، تاخورده، چین دار کردن
crimp
چین، طره، جعد موى، مانع، چروکیدن، چین چین و موجدار کردن، پیچش و انقباض عضله درخواب، اغوا کردن، گول
pleat
چین، چین و شکن، تاه زده، چین چین کردن
gather
گرد آورى کردن، گرد آمدن، جمع شدن، بزرگ شدن، جمع کردن، گرد کردن، نتیجه گرفتن، استباط کردن
ruffle
موجدار کردن (مثل باد بر آب)، بر هم زدن، ناصاف کردن، ناهموار کردن، ژولیده کردن، گره زدن، برآشفتن، تلاطم