فرهنگ آریان‌پور

چین دار کردن

#۷۳٬۵۱۲

معنی‌های انگلیسی
۱

plait

موى بافته، پیچیدن گیسو، تاه، چین، گیس بافته، تاه زدن، چین دار کردن

۲

crease

چین، شکن، خط اطوى شلوار، چین دار کردن، چین دار شدن

۳

plicate

چین دار، تاخورده، چین دار کردن

۴

crimp

چین، طره، جعد موى، مانع، چروکیدن، چین چین و موجدار کردن، پیچش و انقباض عضله درخواب، اغوا کردن، گول

۵

pleat

چین، چین و شکن، تاه زده، چین چین کردن

۶

gather

گرد آورى کردن، گرد آمدن، جمع شدن، بزرگ شدن، جمع کردن، گرد کردن، نتیجه گرفتن، استباط کردن

۷

ruffle

موجدار کردن (مثل باد بر آب)، بر هم زدن، ناصاف کردن، ناهموار کردن، ژولیده کردن، گره زدن، برآشفتن، تلاطم