فرهنگ آریان‌پور

چین

#۷۳٬۴۸۲

معنی‌های انگلیسی
۱

crimp

چین، طره، جعد موى، مانع، چروکیدن، چین چین و موجدار کردن، پیچش و انقباض عضله درخواب، اغوا کردن، گول

۲

pleat

چین، چین و شکن، تاه زده، چین چین کردن

۳

frill

چین، حاشیه چین دار، زواید، تزیینات، پیرایه، چیز بیخود یا غیر ضرورى، افراط، لذت، تجمل، لرزیدن (از سرما)، حاشیه دوختن بر، ریشه دار کردن

۴

crease

چین، شکن، خط اطوى شلوار، چین دار کردن، چین دار شدن

۵

furbelow

چین، حاشیه چین دار، چین دادن، چین دوختن روى

۶

fold

تا، تا کردن، چین، آغل گوسفند، دسته یا گله گوسفند، حصار، چندان، چند لا، بشکست خود اعتراف کردن، به کسب یا شغل پایان دادن، در آغل کردن، جا کردن، تاه کردن، تاه زدن، پیچیدن، تاه خوردن، به هم آمیختن

۷

fringe

حاشیه، سجاف، کناره، حاشیه دار کردن، ریشه گذاشتن به، چتر زلف، چین، لبه

۸

offset

جبران کردن، افست، چاپ افست، جابجاسازى، مبدا، نقطه شروع مسابقه، چین، خمیدگى، انحراف، وزنه متعادل، رقم متعادل کننده، متعادل کردن، خنثى کردن، چاپ افست کردن واژه هاى شامل

۹

flounce

حرکت تند و ناگهانى (بدن)، جست و خیز، چین دار کردن حاشیه لباس، پرت کردن، تقلا کردن، جولان پوشاک‌

۱۰

flexure

خمیدگى، خم، انحناء، چین

۱۱

fluting

آرایش راه راه، آرایش شیارى، چین

۱۲

chitlins

(chitlings & chitterligns =) ـ روده کوچک خوک، (کالباس سازى و غیره)، چین، حاشیه چین دار

۱۳

chitlings

(chitterlings & chitlins =) ـ روده کوچک خوک، (کالباس سازى و غیره)، چین، حاشیه چین دار

۱۴

crispiness

تردى، چین، پیچ، موج

۱۵

chitterlings

(chitlings & chitlins =) ـ روده کوچک خوک، (کالباس سازى و غیره)، چین، حاشیه چین دار