فرهنگ آریان‌پور

چیزی را به طور سری در جایی قرار دادن

#۷۳٬۳۲۲

معنی‌های انگلیسی
۱

plant

کارخانه، گیاه، مستقر کردن، کاشتن، کشت و زرع کردن، نهال زدن، در زمین قرار دادن، نهال، رستنى، نبات، ماشین آلات کارخانه، دستگاه، ماشین