فرهنگ آریان‌پور

چیزی پیچیدن - دور -

#۷۳٬۳۰۰

معنی‌های انگلیسی
۱

hasp

چفت، کلاف، قرقره، ماکو، ماسوره، چفت کردن، بستن، دور چیزى پیچیدن