فرهنگ آریان‌پور

از کار افتادگی

#۷٬۳۳۰

معنی‌های انگلیسی
۱

disablement

از کار افتادگى، عجز، ناتوانى

۲

breakdown

تفکیک، از کار افتادگى

۳

paralysis

فلج، رعشه، سکته ناقص، از کار افتادگى، وقفه، بیحالى، رخوت، عجز

۴

failure

واماندگى، درمانگى، کوتاهى، قصور، ناتوانى، شکست، ورشکستگى، خرابى، عدم موفقیت

۵

disability

ناتوانى، عجز، عدم قابلیت