فرهنگ آریانپور
از کار افتادگی
#۷٬۳۳۰
disablement
از کار افتادگى، عجز، ناتوانى
breakdown
تفکیک، از کار افتادگى
paralysis
فلج، رعشه، سکته ناقص، از کار افتادگى، وقفه، بیحالى، رخوت، عجز
failure
واماندگى، درمانگى، کوتاهى، قصور، ناتوانى، شکست، ورشکستگى، خرابى، عدم موفقیت
disability
ناتوانى، عجز، عدم قابلیت