فرهنگ آریان‌پور

چیزها

#۷۳٬۲۴۵

معنی‌های انگلیسی
۱

effects

اثر، نتیجه، اجرا کردن، معنى، مفهوم، نیت، مفید، کار موثر، عملى کردن، معلول effect

۲

belongings

دارایى، متعلقات، کسان