فرهنگ آریان‌پور

چیز فرسوده

#۷۳٬۱۲۳

معنی‌های انگلیسی
۱

fraying

ترس، وحشت، غوغا، نبرد، نزاع، ترساندن، هراسانیدن، جنگ کردن، سائیدن، فاقد نیرو کردن، ضعیف کردن، فرسوده شدن