فرهنگ آریان‌پور

چیز به درد نخور

#۷۲٬۹۳۱

معنی‌های انگلیسی
۱

junk

جگن، نى، جنس اوراق و شکسته، آشغال، کهنه و کم ارزش، جنس بنجل، به دور انداختن، بنجل شمردن، قایق ته پهن چینى

۲

stuff

چیز، ماده، کالا، جنس، مصالح، پارچه، چرند، پر کردن، تپاندن، چپاندن، انباشتن

۳

deadwood

شاخه خشکیده درخت