فرهنگ آریان‌پور

چیز بلعنده و فرو - هر -

#۷۲٬۹۲۷

معنی‌های انگلیسی
۱

gulf

خلیج، گرداب، هر چیز بلعنده و فرو برنده، جدایى، فاصله، دورى، مفارقت