فرهنگ آریان‌پور

چیز بغرنج

#۷۲٬۹۲۵

معنی‌های انگلیسی
۱

labyrinth

شکنج، لابیرنت، دخمه پرپیچ و خم، ماز، پلکان مارپیچ، (مجازى) پیچیدگى، چیز بغرنج

۲

riddle

سوراخ سوراخ کردن، غربال کردن، سرند، معما، چیستان، لغز، رمز، جدول معما، گیج و سردر گم کردن، تفسیر یا بیان کردن