فرهنگ آریان‌پور

چیره دست

#۷۲٬۸۶۸

معنی‌های انگلیسی
۱

adroit

زرنگ، زبر دست، زیرک، ماهر، چابک، چالاک، تردست، چیره دست

۲

master

ارباب، کارفرما، صاحب، ماهر شدن، دانشور، چیره دست، استاد، رئیس، مدیر، مرشد، پیر، خوب یاد گرفتن، استاد شدن، تسلط یافتن بر، رام کردن

۳

dextrous

ماهر، چالاک، زبردست، چیره دست

۴

dexterous

ماهر، چالاک، زبردست، چیره دست

۵

able

توانا بودن، شایستگى داشتن، لایق بودن، مناسب بودن، آماده بودن، آرایش دادن، لباس پوشاندن، قوى کردن توانا، لایق، آماده، با استعداد، صلاحیت دار، قابل، مطیع، مناسب، (حقوق) داراى صلاحیت قانونى، پسوندى براى ساختن صفت است به معنى " داراى قدرت "، شایسته

۶

deft

ماهر، زبردست، کاردان، چالاک، استادانه

۷

shark

(جانور شناسى) سگ دریایى، کوسه ماهى، متقلب، گوش برى، گوش برى کردن

۸

adept

زبر دست، ماهر، استاد، مرد زبردست

۹

handy

با دست انجام شده، دستى، دم دست، آماده، موجود، قابل استفاده، سودمند، چابک، چالاک، ماهر، استاد در کار خود، روان، بسهولت قابل استفاده، سهل الاستعمال

۱۰

versed

شعر، نظم، به نظم آوردن، شعر گفتن verse

۱۱

wizard

جادو گر، جادو، طلسم گر، نابغه

۱۲

hotshot

بار کشى سریع، آدم ماهر در بازى

۱۳

dominant

چیره، مسلط، حکمفرما، نافذ، غالب، برجسته، نمایان، عمده، مشرف، متعادل، مقتدر، مافوق، برتر

۱۴

masterful

با استادى

۱۵

accomplished

انجام دادن، به انجام رساندن، وفا کردن (به)، صورت گرفتن

۱۶

ambidextrous

ذوالیمینین