فرهنگ آریان‌پور

چول‌ کردن

#۷۲٬۷۷۳

معنی‌های انگلیسی
۱

curve

خط منحنى، چیز کج، خط خمیده انحناء، پیچ، منحنى، خم

۲

desolate

ویران کردن، از آبادى انداختن، مخروبه کردن، ویران، بى جمعیت، متروک، حزین