فرهنگ آریانپور
چول
#۷۲٬۷۷۱
curve
خط منحنى، چیز کج، خط خمیده انحناء، پیچ، منحنى، خم
camber
خمیده کردن، منحنى کردن، قوز یا خمیدگى اندک، تحدب کم، تیر یا الوار خمیده و کج
desert
بیابان، دشت، صحرا، شایستگى، استحقاق، سزاوارى ول کردن، ترک کردن، گریختن
desolate
ویران کردن، از آبادى انداختن، مخروبه کردن، ویران، بى جمعیت، متروک، حزین
semicircle
نیمدایره، نیم دایره تشکیل دادن