فرهنگ آریان‌پور

چول

#۷۲٬۷۷۱

معنی‌های انگلیسی
۱

curve

خط منحنى، چیز کج، خط خمیده انحناء، پیچ، منحنى، خم

۲

camber

خمیده کردن، منحنى کردن، قوز یا خمیدگى اندک، تحدب کم، تیر یا الوار خمیده و کج

۳

desert

بیابان، دشت، صحرا، شایستگى، استحقاق، سزاوارى ول کردن، ترک کردن، گریختن

۴

desolate

ویران کردن، از آبادى انداختن، مخروبه کردن، ویران، بى جمعیت، متروک، حزین

۵

semicircle

نیمدایره، نیم دایره تشکیل دادن