فرهنگ آریان‌پور

چوگان

#۷۲٬۷۴۳

معنی‌های انگلیسی
۱

polo

چوگان بازى

۲

bat

چوب، چماق، عصا، چوکان زدن، خشت، گل آماده براى کوزه گرى، لعاب مخصوص ظروف سفالى، چشمک زدن، مژگان را تکان دادن، بال بال زدن، چوگان، چوگاندار، نیمه یا پاره آجر، (زبان عامیانه) ضربت، چوگان زدن، (جانور شناسى) خفاش

۳

mallet

گرز، پتک، چکش، کلوخ کوب، چوگان، زدن، چکش زدن، کوبیدن

۴

wicket

دروازه کوچک، در، دریچه، حلقه، (در بازى کریکت) چوگان

۵

club

چماق، گرز، (در ورق) خال گشنیز، خاج، باشگاه، انجمن، کانون، مجمع چماق زدن، تشکیل باشگاه یا انجمن دادن