فرهنگ آریان‌پور

چوبی - میخ -

#۷۲٬۶۹۲

معنی‌های انگلیسی
۱

peg

میخ، میخ چوبى، چنگک، عذر، بهانه، میخ زدن، میخکوب کردن محکم کردن، زحمت کشیدن، کوشش کردن، درجه، دندانه، پا (pegged) دربالا پهن و در پایین نازک (شبیه میخ) ـ

۲

spile

میخ چوبى، میخچه، گل میخ، توپى، با میخ چوبى مسدود کردن، بستن، سوراخ گیرى

۳

stake

ستون چوبى یا سنگى تزیینى، میخ چوبى، گرو، شرط، شرط بندى مسابقه با پول روى میز در قمار، به چوب یا به میخ بستن، قائم کردن، محکم کردن، شرط بندى کردن، شهرت خود را به خطر انداختن، پول در قمار گذاشتن

۴

picket

دستک، میخ چوبى، میخچه، چوب نوک تیز، چوب پرچین، کشیک، اعتصاب کردن، اعتصاب و جلوگیرى از ورود سایرین به محل کار، نرده کشیدن، مراقبت کردن، بستن، افسار کردن (اسب)، جلوکسى راه رفتن یا ایستادن