فرهنگ آریان‌پور

چوبدستی

#۷۲٬۶۵۷

معنی‌های انگلیسی
۱

billy

نوعى کترى فلزى، چماق یا گرز راهزنان، چوبدستى، باطوم یاچوب قانون پاسبان، یار، همدم، رفیق، برادر، مخفف نام william

۲

rattan

درخت خون سیاوشان، خیزران، باعصاى خیزران تنبیه کردن، چوبدستى

۳

walking stick

عصا، چوبدستى، (جانور شناسى) حشره راست بال امریکایى

۴

cane

نى، نیشکر، چوب دستى، عصا، با عصا زدن، با چوب زدن

۵

club

چماق، گرز، (در ورق) خال گشنیز، خاج، باشگاه، انجمن، کانون، مجمع چماق زدن، تشکیل باشگاه یا انجمن دادن

۶

wand

عصا، گرز، چوب میزانه، چوب گمانه، ترکه

۷

stave

(past: staved, stove ; past participle: staved, stove) ـ میله نردبان، چماق، دنده بشکه، چوب، شیارهاى نازک چوب، لوله آب، شبیه لوله، ایجاد سوراخ کردن، شکستن، ریزش کردن، به شکل چوب دستى یا چماق و غیره درآوردن، با چماق زدن، کوبیدن، (موسیقى) روى خط حامل نوشتن، حامل، بند شعر

۸

stick

(past: stuck ; past participle: stuck) ـ چسبیدن، فرورفتن، گیر کردن، گیر افتادن، سوراخ کردن، نصب کردن، الصاق کردن، چوب، عصا، چماق، وضع، چسبندگى، چسبناک، الصاق، تاخیر، پیچ درکار، تحمل کردن، چسباندن، تردید کردن، وقفه

۹

crutch

چوب زیر بغل، عصاى زیر بغل، محل انشعاب بدن انسان (چون زیر بغل و میان دوران)، دوشاخه، هر عضو یا چیزى که کمک و نگهدار چیزى باشد، دوقاچ جلو و عقب زین، با چوب زیربغل راه رفتن، دوشاخه زیر چیزى گذاشتن

۱۰

cudgel

چماق، چوب زدن، چماق زدن shillalah shillelagh