فرهنگ آریانپور
چوب لای چرخ گذاشتن
#۷۲٬۶۱۵
foil
جاى نگین، تراشه، ته چک، سوش، فلز ورق شده، ورق، سیماب پشت آینه، زرورق، بى اثر کردن، عقیم گذاردن، خنثى کردن، دفع کردن، فلز را ورقه کردن
spike
میخ، میله، تیر، میخ بزرگ، میخ طویله، میخ بلند کف کفش فوتبالیست هاو ورزشکاران میخ دار کردن، میخکوب کردن
stymie
قرار گرفتن، توپ گلف یک بازیکن در جلو توپ بازیکن دیگر، مانع شدن، گیر کردن
obstruct
مسدود کردن، جلو چیزى را گرفتن، مانع شدن، ایجاد مانع کردن، اشکال تراشى کردن