فرهنگ آریان‌پور

چوب لای چرخ‌ گذاشتن

#۷۲٬۶۱۵

معنی‌های انگلیسی
۱

foil

جاى نگین، تراشه، ته چک، سوش، فلز ورق شده، ورق، سیماب پشت آینه، زرورق، بى اثر کردن، عقیم گذاردن، خنثى کردن، دفع کردن، فلز را ورقه کردن

۲

spike

میخ، میله، تیر، میخ بزرگ، میخ طویله، میخ بلند کف کفش فوتبالیست هاو ورزشکاران میخ دار کردن، میخکوب کردن

۳

stymie

قرار گرفتن، توپ گلف یک بازیکن در جلو توپ بازیکن دیگر، مانع شدن، گیر کردن

۴

obstruct

مسدود کردن، جلو چیزى را گرفتن، مانع شدن، ایجاد مانع کردن، اشکال تراشى کردن