فرهنگ آریانپور
چهره
#۷۲٬۳۹۶
face
صورت، نما، روى، مواجه شدن، رخ، رخسار، رو، چهره، طرف، سمت، وجه، ظاهر، منظر، رو به رو ایستادن، رویاروى شدن، پوشاندن سطح، تراشیدن، صاف کردن، روکش کردن
puss
چرک، گربه، پیشى، دخترک، زن جوان، لب، دهان، چهره
visage
رخسار، رخ، چهره، رو، صورت، لقا، سیما، منظر، نما
feature
خصیصه، سیما، چهره، طرح صورت، ریخت، ترکیب، خصوصیات، نمایان کردن، به طور برجسته نشان دادن
complexion
رنگ زدن، رنگ چهره، رنگ، بشره، چرده
physiognomy
سیما شناسى، قیافه شناسى، سیما، چهره، صورت
look
نگاه، نظر، نگاه کردن، نگریستن، دیدن، چشم را به کار بردن، قیافه، ظاهر، به نظر آمدن مراقب بودن، وانمود کردن، ظاهر شدن، جستجو کردن
snoot
بینى، قیافه، شکلک درآوردن، قیافه گرفتن
aspect
نمود، سیما، منظر، صورت، ظاهر، وضع، جنبه
countenance
سیما، قیافه، رخ، تشویق کردن، پشتیبانى کردن faced _ features
personality
شخصیت، هویت، وجود، اخلاق و خصوصیات شخص، صفت شخص