فرهنگ آریان‌پور

چهار گوشه

#۷۲٬۲۴۶

معنی‌های انگلیسی
۱

quadrangle

(quad =) ـ چهار گوشه، چهار گوش، چهار دیوارى، مربع، (در سیم تلگراف) سیم چهار لاى به هم پیچیده عایق، (در مطبعه) قطعه سربى

۲

quatrefoil

آرایش چهار پرده اى، گل چهار گلبرگى، چهار ترک، چهار گوشه

۳

quadrangular

مربع، چهار گوشه

۴

square

چارگوش، مربع، توان دوم، مجذور، جذر، میدان، منصف، منظم، حسابى، عادلانه، برابر، راست حسینى، چهارگوش کردن، مربع کردن، بتوان دوم بردن، مجذور کردن، وفق دادن، جور درآوردن، واریز کردن، چهارگوش، گوشه دار

۵

tetragonal

(هندسه) داراى چهار زاویه، چهار کنجى

۶

quadrilateral

مربوط به چهار گوش، چهار گوش، چهار ضلعى