فرهنگ آریان‌پور

چنگک

#۷۲٬۰۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

prong

چنگک، چنگال، تیزى چنگال، تیزى دندان، شاخه رود یانهر، شعبه، زبانه، با چنگک سوراخ کردن، با چنگک صاف کردن (زمین)، داراى چنگک یا چنگال کردن

۲

hay fork

چنگک، چنگال مخصوص بلند کردن بسته علف و یونجه

۳

peg

میخ، میخ چوبى، چنگک، عذر، بهانه، میخ زدن، میخکوب کردن محکم کردن، زحمت کشیدن، کوشش کردن، درجه، دندانه، پا (pegged) دربالا پهن و در پایین نازک (شبیه میخ) ـ

۴

gaff

خنده بلند، قهقهه، قلاب یا نیزه خاردار ماهى گیرى، نیزه، چنگک، سیخک، شوخى فریبنده، حیله، آزمایش سخت، انتقاد، نفرین، تفریحگاه ارزان، پیرمرد پرحرف، گفتار بیهوده، فریاد، با صداى بلند خندیدن، قلابدار کردن، گول زدن، قماربازى کردن

۵

hook

قلاب، چنگک، (مجازى) دام، تله، ضربه، به شکل قلاب درآوردن، کج کردن، گرفتار کردن، به دام انداختن، ربودن، گیر آوردن

۶

rake

شیار، اثر، شن کش، چنگک، چنگال، خط سیر، جاى پا، جاده باریک، شکاف، خمیدگى، شیب، هرزه، فاجر، بد اخلاق، فاسد، رگه، سفر، با سرعت جلو رفتن، با چنگک جمع کردن، جمع آورى کردن

۷

tach

(tache =) ـ گیره، قلاب، سگک، چنگک، نوار اتصال، گیره یا قلاب زدن به

۸

tache

(tach =) ـ گیره، قلاب، سگک، چنگک، نوار اتصال، گیره یا قلاب زدن به

۹

uncus

قلاب، چنگ، چنگک، زائده

۱۰

crampon

(crampoon =) ـ چنگک، قلاب

۱۱

grapnel

قلاب، چنگک، چنگک یا قلاب کشتى، قلاب چند شاخه اى، لنگر

۱۲

crampoon

(crampon =) ـ چنگک، قلاب

۱۳

fork

چنگال، محل انشعاب، جند شاخه شدن، سه شاخه، دوشاخه، منشعب شدن، مثل چنگال شدن، پنجه

۱۴

grab

ربودن، قاپیدن، گرفتن، توقیف کردن، چنگ زدن، تصرف کردن، سبقت گرفتن، ربایش

۱۵

tooth

(sing.tooth) ـ دندانها

۱۶

pitchfork

دوشاخه، چنگال، شانه، پنجه