چنگک
#۷۲٬۰۳۲
prong
چنگک، چنگال، تیزى چنگال، تیزى دندان، شاخه رود یانهر، شعبه، زبانه، با چنگک سوراخ کردن، با چنگک صاف کردن (زمین)، داراى چنگک یا چنگال کردن
hay fork
چنگک، چنگال مخصوص بلند کردن بسته علف و یونجه
peg
میخ، میخ چوبى، چنگک، عذر، بهانه، میخ زدن، میخکوب کردن محکم کردن، زحمت کشیدن، کوشش کردن، درجه، دندانه، پا (pegged) دربالا پهن و در پایین نازک (شبیه میخ) ـ
gaff
خنده بلند، قهقهه، قلاب یا نیزه خاردار ماهى گیرى، نیزه، چنگک، سیخک، شوخى فریبنده، حیله، آزمایش سخت، انتقاد، نفرین، تفریحگاه ارزان، پیرمرد پرحرف، گفتار بیهوده، فریاد، با صداى بلند خندیدن، قلابدار کردن، گول زدن، قماربازى کردن
hook
قلاب، چنگک، (مجازى) دام، تله، ضربه، به شکل قلاب درآوردن، کج کردن، گرفتار کردن، به دام انداختن، ربودن، گیر آوردن
rake
شیار، اثر، شن کش، چنگک، چنگال، خط سیر، جاى پا، جاده باریک، شکاف، خمیدگى، شیب، هرزه، فاجر، بد اخلاق، فاسد، رگه، سفر، با سرعت جلو رفتن، با چنگک جمع کردن، جمع آورى کردن
tach
(tache =) ـ گیره، قلاب، سگک، چنگک، نوار اتصال، گیره یا قلاب زدن به
tache
(tach =) ـ گیره، قلاب، سگک، چنگک، نوار اتصال، گیره یا قلاب زدن به
uncus
قلاب، چنگ، چنگک، زائده
crampon
(crampoon =) ـ چنگک، قلاب
grapnel
قلاب، چنگک، چنگک یا قلاب کشتى، قلاب چند شاخه اى، لنگر
crampoon
(crampon =) ـ چنگک، قلاب
fork
چنگال، محل انشعاب، جند شاخه شدن، سه شاخه، دوشاخه، منشعب شدن، مثل چنگال شدن، پنجه
grab
ربودن، قاپیدن، گرفتن، توقیف کردن، چنگ زدن، تصرف کردن، سبقت گرفتن، ربایش
tooth
(sing.tooth) ـ دندانها
pitchfork
دوشاخه، چنگال، شانه، پنجه