چنگال
#۷۲٬۰۰۸
fork
چنگال، محل انشعاب، جند شاخه شدن، سه شاخه، دوشاخه، منشعب شدن، مثل چنگال شدن، پنجه
talon
چنگال، ناخن، پنجه، پاشنه پا، پاشنه
paw
پنجه، پا، چنگال، دست، پنجه زدن
claw
چنگ، پنجه، سرپنجه جانوران، ناخن، چنگال، پنجه اى شکل، چنگ زدن
nail
ناخن، سم، چنگال، چنگ، میخ، میخ سرپهن، گل میخ، با میخ کوبیدن، با میخ الصاق کردن، به دام انداختن، قاپیدن، زدن، کوبیدن، گرفتن
rake
شیار، اثر، شن کش، چنگک، چنگال، خط سیر، جاى پا، جاده باریک، شکاف، خمیدگى، شیب، هرزه، فاجر، بد اخلاق، فاسد، رگه، سفر، با سرعت جلو رفتن، با چنگک جمع کردن، جمع آورى کردن
clift
شکاف، ترک، چنگال، شکاف دار، ترک خورده
grain
دانه، جو، حبه، حبوبات، دان، تفاله حبوبات، یک گندم (مقیاس وزن) معادل 0.0648 گرم، خرده، ذره، رنگ، رگه، (مجازى) مشرب، خوى، حالت، بازو، شاخه، چنگال، دانه دانه کردن، جوانه زدن، دانه زدن، تراشیدن، پشم کندن، (در سنگ) رگه، طبقه
prong
چنگک، چنگال، تیزى چنگال، تیزى دندان، شاخه رود یانهر، شعبه، زبانه، با چنگک سوراخ کردن، با چنگک صاف کردن (زمین)، داراى چنگک یا چنگال کردن
clutch
کلاج، چنگ، چنگال، کلاج (اتومبیل)، وضع دشوار، چنگ زدن، محکم گرفتن
pitchfork
دوشاخه، چنگال، شانه، پنجه
cleft
(past: cleaved, clove, cleft ; past participle: cleaved, cloven, cleft) ـ شکافتن، جدا کردن، شکستن، ور آمدن، چسبیدن، پیوستن، تقسیم شدن، شکافتن سلول