فرهنگ آریانپور
چنگ زدن
#۷۱٬۹۹۷
clapperclaw
چنگ زدن، پنجول زدن، بدزبانى کردن
claw
چنگ، پنجه، سرپنجه جانوران، ناخن، چنگال، پنجه اى شکل، چنگ زدن
grab
ربودن، قاپیدن، گرفتن، توقیف کردن، چنگ زدن، تصرف کردن، سبقت گرفتن، ربایش
harp
چنگ (آلت موسیقى)، چنگ زدن، به صدا در آوردن، ترغیب کردن، غربال، الک، سرند
grasp
فراچنگ کردن، به چنگ آوردن، گیر آوردن، فهمیدن، چنگ زدن، قاپیدن، اخذ، چنگ زنى، فهم
clutch
کلاج، چنگ، چنگال، کلاج (اتومبیل)، وضع دشوار، چنگ زدن، محکم گرفتن
swoop
(در مورد شاهین) بسرعت پایین آمدن، قاپیدن، چپاول کردن، از بین بردن، حرکت سریع نزولى
scratch
خراشیدن، خاراندن، خط زدن، قلم زدن، خراش، تراش، چرکنویس
scrabble
دست مالى کردن، خط خط کردن، سرسرى چیز نوشتن، دست مالى، تقلا