فرهنگ آریان‌پور

چنگ زدن

#۷۱٬۹۹۷

معنی‌های انگلیسی
۱

clapperclaw

چنگ زدن، پنجول زدن، بدزبانى کردن

۲

claw

چنگ، پنجه، سرپنجه جانوران، ناخن، چنگال، پنجه اى شکل، چنگ زدن

۳

grab

ربودن، قاپیدن، گرفتن، توقیف کردن، چنگ زدن، تصرف کردن، سبقت گرفتن، ربایش

۴

harp

چنگ (آلت موسیقى)، چنگ زدن، به صدا در آوردن، ترغیب کردن، غربال، الک، سرند

۵

grasp

فراچنگ کردن، به چنگ آوردن، گیر آوردن، فهمیدن، چنگ زدن، قاپیدن، اخذ، چنگ زنى، فهم

۶

clutch

کلاج، چنگ، چنگال، کلاج (اتومبیل)، وضع دشوار، چنگ زدن، محکم گرفتن

۷

swoop

(در مورد شاهین) بسرعت پایین آمدن، قاپیدن، چپاول کردن، از بین بردن، حرکت سریع نزولى

۸

scratch

خراشیدن، خاراندن، خط زدن، قلم زدن، خراش، تراش، چرکنویس

۹

scrabble

دست مالى کردن، خط خط کردن، سرسرى چیز نوشتن، دست مالى، تقلا