فرهنگ آریان‌پور

چنگ

#۷۱٬۹۸۸

معنی‌های انگلیسی
۱

harp

چنگ (آلت موسیقى)، چنگ زدن، به صدا در آوردن، ترغیب کردن، غربال، الک، سرند

۲

claw

چنگ، پنجه، سرپنجه جانوران، ناخن، چنگال، پنجه اى شکل، چنگ زدن

۳

grapple

چنگ، قلاب، گلاویزى، دست به گریبانى، دست به گریبان شدن، گلاویز شدن

۴

grip

(grippe =) ـ (پزشکى) نزله وبایى ناى، زکام همه جاگیر، گریپ، آنفلوانزا، چنگ زنى، چنگ، نیروى گرفتن، ادراک و دریافت، نهر کوچک، نهر کندن، محکم گرفتن، چسبیدن به

۵

lyra

لیر (واحد پول)، (موسیقى) بربط، چنگ، (نجوم) صورت فلکى " بربط "

۶

lyre

(lyra =) ـ (موسیقى) چنگ، بربط

۷

nail

ناخن، سم، چنگال، چنگ، میخ، میخ سرپهن، گل میخ، با میخ کوبیدن، با میخ الصاق کردن، به دام انداختن، قاپیدن، زدن، کوبیدن، گرفتن

۸

gripe

شکایت، شکوه کردن، نق نق زدن، گله کردن، گله، محکم گرفتن، با مشت گرفتن، آزردن، فهمیدن، گیر، گرفتن، چنگ، تسلط، مهارت، درد سخت، تشنج موضعى، قولنج

۹

uncus

قلاب، چنگ، چنگک، زائده

۱۰

clutch

کلاج، چنگ، چنگال، کلاج (اتومبیل)، وضع دشوار، چنگ زدن، محکم گرفتن

۱۱

sackbut

(trombone =) ـ (موسیقى) شیپور قدیمى، ترومبون، چنگ