چنگ
#۷۱٬۹۸۸
harp
چنگ (آلت موسیقى)، چنگ زدن، به صدا در آوردن، ترغیب کردن، غربال، الک، سرند
claw
چنگ، پنجه، سرپنجه جانوران، ناخن، چنگال، پنجه اى شکل، چنگ زدن
grapple
چنگ، قلاب، گلاویزى، دست به گریبانى، دست به گریبان شدن، گلاویز شدن
grip
(grippe =) ـ (پزشکى) نزله وبایى ناى، زکام همه جاگیر، گریپ، آنفلوانزا، چنگ زنى، چنگ، نیروى گرفتن، ادراک و دریافت، نهر کوچک، نهر کندن، محکم گرفتن، چسبیدن به
lyra
لیر (واحد پول)، (موسیقى) بربط، چنگ، (نجوم) صورت فلکى " بربط "
lyre
(lyra =) ـ (موسیقى) چنگ، بربط
nail
ناخن، سم، چنگال، چنگ، میخ، میخ سرپهن، گل میخ، با میخ کوبیدن، با میخ الصاق کردن، به دام انداختن، قاپیدن، زدن، کوبیدن، گرفتن
gripe
شکایت، شکوه کردن، نق نق زدن، گله کردن، گله، محکم گرفتن، با مشت گرفتن، آزردن، فهمیدن، گیر، گرفتن، چنگ، تسلط، مهارت، درد سخت، تشنج موضعى، قولنج
uncus
قلاب، چنگ، چنگک، زائده
clutch
کلاج، چنگ، چنگال، کلاج (اتومبیل)، وضع دشوار، چنگ زدن، محکم گرفتن
sackbut
(trombone =) ـ (موسیقى) شیپور قدیمى، ترومبون، چنگ