فرهنگ آریان‌پور

چندگانه

#۷۱٬۹۴۳

معنی‌های انگلیسی
۱

multiple

چندین، متعدد، مضاعف، چندلا، گوناگون، مضرب، چند فاز، مضروب، چندگانه، چند برابر

۲

multifold

چند تا، چندین، چند برابر، چندگانه

۳

hybrid

جانور دورگه (چون قاطر)، گیاه پیوندى، چیزى که از چند جزء ناجور ساخته شده باشد کلمه اى که اجزاى آن از زبان هاى مختلف تشکیل شده باشد، دورگه، (گیاه شناسى) پیوندى

۴

serial

مسلسل، ردیفى، نوبتى، رده اى، دورى، ترتیبى، جزء به جزء، سریال، نشریه، پیاپى

۵

omnibus

اتوبوس، توده مردم، عامه orama_

۶

manifold

چند تا، چند برابر، بسیار، زیاد، متعدد، گوناگونى، متنوع کردن، چند برابر کردن