فرهنگ آریانپور
چندگانه
#۷۱٬۹۴۳
multiple
چندین، متعدد، مضاعف، چندلا، گوناگون، مضرب، چند فاز، مضروب، چندگانه، چند برابر
multifold
چند تا، چندین، چند برابر، چندگانه
hybrid
جانور دورگه (چون قاطر)، گیاه پیوندى، چیزى که از چند جزء ناجور ساخته شده باشد کلمه اى که اجزاى آن از زبان هاى مختلف تشکیل شده باشد، دورگه، (گیاه شناسى) پیوندى
serial
مسلسل، ردیفى، نوبتى، رده اى، دورى، ترتیبى، جزء به جزء، سریال، نشریه، پیاپى
omnibus
اتوبوس، توده مردم، عامه orama_
manifold
چند تا، چند برابر، بسیار، زیاد، متعدد، گوناگونى، متنوع کردن، چند برابر کردن