فرهنگ آریانپور
چندش
#۷۱٬۹۲۴
chill
سرد کردن، خنک شدن، سرما، خنکى، چایمان، مایه دلسردى، ناامید، مایوس goose flesh goose pimples
flinch
شانه خالى کردن، به خود پیچیدن، دریغ داشتن، مضایقه کردن، مضایقه، امساک
nausea
دل آشوب، حالت تهوع، حالت استفراغ، انزجار
writhe
(از شدت درد یا شرم) به خود پیچیدن، پیچ و تاب خوردن، آزرده شدن
disgust
بیزار کردن، تنفر، نفرت، بیزارى، انزجار، متنفر کردن
quantum
درجه، پله، ذره، مقدار، کمیت، اندازه، میزان، مبلغ
loathing
بى میلى، بیزارى، نفرت، تنفر
revulsion
تنفر شدید، جابجا شدن درد، ردع، انحراف درد، جابجا ساختن درد، تغییر ناگهانى، عمل کشیدن