فرهنگ آریان‌پور

چندان

#۷۱٬۸۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

so

چنین، اینقدر، این طور، همچو، چنان، بقدرى، آنقدر، چندان، همین طور، همچنان، همینقدر، پس، بنابر این، از آن رو، خیلى، به این زیادى

۲

fold

تا، تا کردن، چین، آغل گوسفند، دسته یا گله گوسفند، حصار، چندان، چند لا، بشکست خود اعتراف کردن، به کسب یا شغل پایان دادن، در آغل کردن، جا کردن، تاه کردن، تاه زدن، پیچیدن، تاه خوردن، به هم آمیختن

۳

very

بسیار، خیلى، بسى، چندان، فراوان، زیاد، حتمى، واقعى، فعلى، خود آن، همان، عیناً

۴

much

زیاد، بسیار، خیلى بزرگ، کاملاً رشد کرده، عالى، عالى مقام، تقریبا، به فراوانى دور، بسى