فرهنگ آریان‌پور

چند دستگی

#۷۱٬۷۳۸

معنی‌های انگلیسی
۱

split

(past: split ; past participle: split) ـ ترک، انشعاب، دوبخشى، شکافتن، دونیم کردن، از هم جدا کردن، شکاف، نفاق، چاک

۲

faction

دسته بندى، حزب، انجمن، فرقه، نفاق disunity

۳

factionalism

فرقه بازى، نفاق