فرهنگ آریان‌پور

چمیدن

#۷۱٬۵۹۸

معنی‌های انگلیسی
۱

mosey

به حال گردش راه رفتن

۲

flaunt

به رخ کشیدن، بالیدن، خرامیدن، جولان دادن، خودنمایى، جلوه

۳

prance

خرامش از روى تکبر، جفتک زدن، با تکبر راه رفتن، (در موراسب) روى دو پا بلند شدن، سوار اسب چموش شدن

۴

traipse

قدم زدن، راه رفتن، به زحمت راه رفتن، سرگردان بودن، ول گشتن، هرزه گردى کردن خودمانی‌

۵

shuffle

برزدن، به هم آمیختن، به هم مخلوط کردن، این سو و آن سو حرکت کردن، بى قرار بودن