فرهنگ آریانپور
چمیدن
#۷۱٬۵۹۸
mosey
به حال گردش راه رفتن
flaunt
به رخ کشیدن، بالیدن، خرامیدن، جولان دادن، خودنمایى، جلوه
prance
خرامش از روى تکبر، جفتک زدن، با تکبر راه رفتن، (در موراسب) روى دو پا بلند شدن، سوار اسب چموش شدن
traipse
قدم زدن، راه رفتن، به زحمت راه رفتن، سرگردان بودن، ول گشتن، هرزه گردى کردن خودمانی
shuffle
برزدن، به هم آمیختن، به هم مخلوط کردن، این سو و آن سو حرکت کردن، بى قرار بودن