فرهنگ آریان‌پور

چمباتمه زدن

#۷۱٬۵۱۴

معنی‌های انگلیسی
۱

squat

چمباتمه زدن، قوز کردن، محل چمباتمه زنى، چاق و خپل

۲

ruck

(در گویش) توده، کپه، توده خرمن، انبار حبوبات، جمعیت و ازدحام، چین و چروک و تاه، پارچه یا کاغذ باطله، خط، شیار، چمباتمه زدن، توده کردن، مردم عادى

۳

huddle

روى هم ریختن، روى هم انباشتن، ناقص انجام دادن، ازدحام کردن، مخفى کردن، درهم ریختگى، ازدحام، اجتماع افراد یک تیم، کنفرانس مخفیانه

۴

hunker

دولاشدن، روى پنجه پا ایستادن، سرپا ایستادن