فرهنگ آریان‌پور

چلیکه

#۷۱٬۴۸۰

معنی‌های انگلیسی
۱

chip

لپ پریده کردن یا شدن، ژتن، ریزه، تراشه، مهره اى که در بازى نشان برد و باخت است، ژتون، ورقه شدن، رنده کردن، (به صورت جمع) سیب زمینى سرخ کرده