فرهنگ آریان‌پور

چلاندن

#۷۱٬۴۱۸

معنی‌های انگلیسی
۱

crush

فشردن، چلاندن، له شدن، خردشدن، با صدا شکستن، (مجازى) شکست دادن، پیروز شدن بر

۲

wrest

گرداندن، پیچاندن، چلاندن (پارچه)، زور آوردن، فشار آوردن، واداشتن، به زور قاپیدن و غصب کردن، چرخش، پیچش، گردش

۳

wring

(past: wrung ; past participle: wrung) ـ فشردن، چلاندن، به زور گرفتن، غصب کردن، انتزاع کردن، پیچاندن، منحرف کردن

۴

squeeze

فشردن، له کردن، چلاندن، فشار دادن، آب میوه گرفتن، به زور جا دادن، زور آوردن، فشار، فشرده، چپاندن

۵

press

فشار دادن، مطبوعات، ماشین فشار، فشار، ازدحام، جمعیت، ماشین چاپ، مطبعه، جراید، وارد آوردن، فشردن زور دادن، ازدحام کردن، اتو زدن، دستگاه پرس، چاپ

۶

paddle

بیلچه، پاروى پهن قایقرانى، پارو زدن، با باله شنا حرکت کردن، دست و پا زدن، با دست نوازش کردن، ور رفتن، با چوب پهن کتک زدن

۷

express

بیان کردن، سریع، اظهار داشتن، ادا کردن، سریع السیر، صریح، روشن، ابراز کردن

۸

compress

متراکم کردن، هم فشرده کردن، به هم فشردن، خلاصه شدن یا کردن