فرهنگ آریان‌پور

چگونگی

#۷۱٬۴۰۳

معنی‌های انگلیسی
۱

modality

چگونگى، کیفیت، عرضیت، شرط، قید

۲

circumstance

چگونگى، شرح، تفصیل، رویداد، امر، پیشامد، (در جمع) شرایط محیط، اهمیت

۳

how

چگونه، از چه طریق، چطور، به چه سبب، چگونگى، راه، روش، متد، کیفیت، چنانکه

۴

lie

(past: lay ; past participle: lain) ـ دروغ گفتن، سخن نادرست گفتن، دروغ، کذب دراز کشیدن، خوابیدن، افتادن، ماندن، واقع شدن، قرار گرفتن، موقتا ماندن، وضع، موقعیت، چگونگى

۵

state

حالت، کشور، ایالت، توضیح دادن، جزء به جزء شرح دادن، اظهار داشتن، اظهار کردن، تعیین کردن، حال، چگونگى، کیفیت، دولت، استان، ملت، جمهورى، کشورى، دولتى state ـ (47)

۶

manner

راه، روش، طریقه، چگونگى، طرز، رسوم، عادات، رفتار، ادب، تربیت، نوع، قسم

۷

posture

وضع، حالت، پز، چگونگى، طرز ایستادن یا قرار گرفتن، قرار دادن

۸

quality

کیفیت، چونى، وجود، خصوصیت، طبیعت، نوع، ظرفیت، تعریف، صفت، نهاد، چگونگى

۹

condition

شرط، وضعیت، شایسته کردن، حالت، چگونگى، مقید کردن، شرط نمودن

۱۰

tone

صدا، آهنگ، درجه صدا، دانگ، لحن، آهنگ داشتن، باهنگ در آوردن، سفت کردن، نوا

۱۱

estate

ملک، املاک، دارایى، دسته، طبقه، حالت، وضعیت

۱۲

status

وضعیت، شان، شأن، وضع، حالت، حال، پایه، مقام

۱۳

fashion

روش، سبک، طرز، اسلوب، مد، ساختن، درست کردن، به شکل در آوردن fashion or _