فرهنگ آریان‌پور

چکش زدن

#۷۱٬۲۹۸

معنی‌های انگلیسی
۱

hammer

چکش، پتک، چخماق، استخوان چکشى، چکش زدن، کوبیدن، سخت کوشیدن، ضربت زدن

۲

mallet

گرز، پتک، چکش، کلوخ کوب، چوگان، زدن، چکش زدن، کوبیدن

۳

pound

آغل حیوانات گمشده و ضاله، آغل، بازداشتگاه بدهکاران و جنایتکاران، استخر یا حوض آب، واحد وزن (امروزه معادل 453.69243 گرم مى باشد)، لیره، واحد مسکوک طلاى انگلیسى، ضربت، کوبیدن، آرد کردن، به صورت گرد در آوردن، بامشت زدن