فرهنگ آریان‌پور

چکاندن

#۷۱٬۲۵۶

معنی‌های انگلیسی
۱

instil

(instill =) ـ چکاندن، چکه چکه ریختن، کم کم تزریق کردن، آهسته القاء کردن، کم کم فهماندن

۲

distill

(distil =) ـ تقطیر شدن، عرق گرفتن از، چکاندن

۳

instill

(instil =) ـ چکاندن، چکه چکه ریختن، کم کم تزریق کردن، آهسته القاء کردن، کم کم فهماندن

۴

drip

چکیدن، چکه کردن، چکانیدن، چکه

۵

drop

افت، سقوط، ژیگ، قطره، چکه، نقل، آب نبات، از قلم انداختن، افتادن، چکیدن، رها کردن، انداختن، قطع مراوده

۶

dribble

چکانیدن، خرده خرده پیش بردن (توپ فوتبال را)، چکشیدن، پابپا کردن (توپ فوتبال)