فرهنگ آریانپور
چکاندن
#۷۱٬۲۵۶
instil
(instill =) ـ چکاندن، چکه چکه ریختن، کم کم تزریق کردن، آهسته القاء کردن، کم کم فهماندن
distill
(distil =) ـ تقطیر شدن، عرق گرفتن از، چکاندن
instill
(instil =) ـ چکاندن، چکه چکه ریختن، کم کم تزریق کردن، آهسته القاء کردن، کم کم فهماندن
drip
چکیدن، چکه کردن، چکانیدن، چکه
drop
افت، سقوط، ژیگ، قطره، چکه، نقل، آب نبات، از قلم انداختن، افتادن، چکیدن، رها کردن، انداختن، قطع مراوده
dribble
چکانیدن، خرده خرده پیش بردن (توپ فوتبال را)، چکشیدن، پابپا کردن (توپ فوتبال)